كرستون بفتحتين،كپان كه بدان بار بسنجند،قرسطون معرب آن. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1117) 
با تاى قرشت بر وزن شفقگون به معنى قپان باشد و آن ترازو مانندى است كه چيزها بدان وزن كنند و به همين معنى لفظ كرستوان هم به نظر آمده است كه بعد از واو الف باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص719) 
- بوزن و معنى فرسطون كه گذشت يعنى قپان كه بار سنجند [3] مثالش زرين كتاب گويد : بيت خواهى بشمارش ده و خواهى بگزافه خواهى بترازو ده و خواهى بكرستون 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1103) 
بفتحتين ترازوى بزرك كه آن را كپان كويند و قپان معرب آنست و قرسطون معرّب كرستونست فرّخى كفته كر تو بخواهى بزخم تير بسبند چون قلم آهنين عمود قرسطون 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص579) 
بمعنى«فرسطون»بود.زرين كتاب گفت: بيت خواهى بشمارش ده و خواهى بگزافه خواهش بشاهين ده و خواهى بكرستون 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص250) 
(اسم) ←كرستوان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2263) 
كپان را گويند.زرين كتاب گويد: خواهى بشمارش ده و خواهى بگزافه#خواهيش بشاهين ده و خواهى بكرستون 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص142) 